أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
39
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت : اين خواب شيطانى است برادر ميانين را شب دوّم و كهين را شب سيّم همچنين وسوسه كرد روز چهارم برادران بنشستند و بر خواهر ميگريستند برادر كهين گفت : من چنين و چنين خوابى ديدهام برادر ميانين و مهين گفتند : ما نيز همچنين ديدهايم پيش برصيصا آمدند كه با خواهر ما چه كردى ؟ - گفت : نه من شما را گفتم كه شيطان بر وى مستولى شد ؛ ايشان باز آمدند بار ديگر هم اين خواب با ايشان نمود و گفت : برويد كه خواهر شما فلان جا در زير خاكست و گوشهء ازار وى بر روى خاكست ، ايشان برفتند خواهر را بر گرفتند و در ميان بازار دارى بزدند برصيصا را از صومعه فرود آوردند تا بر دارش كنند ، ابليس او را گفت : هيچ نكردى اگر او را بردار كنند كفّارهء گناه وى گردد ابيض گفت : كار وى تمام كنم بنزديك برصيصا آمد گفت : من آن راهبم كه ترا آن دعا آموختم و ويحك چه كردى كه آبروى همه راهبان ببردى ليكن من چيزى آموزم ترا كه از اينجا نجات يا بى ، گفت : چه كنم ؟ گفت : يك بار مرا سجده كن تا من بدعا چشم اينان بگيرم تا تو بگريزى چون گريخته باشى توبه كن ، او را سجده كرد ؛ و او را خود بردار كردند . و اين آنست كه خداى تعالى گفت [ كَمَثَلِ الشَّيْطانِ ] چون داستان ديو است كه آدمى را يعنى برصيصا را گفت كه : كافر شو يعنى سجده كن مرا ؛ چون سجده كرد و كافر شد گفت : بيزارم از تو كه من از خداى ميترسم پس عاقبت برصيصا و شيطان و يا آدمى و ديو آن باشد كه ايشان در دوزخ جاويد مانند و دوزخ جاودانه جزاى ظالمان و كافران است و اين قصّه بر مذهب عدل راست نشود مگر بر آن تأويل كه برصيصا منافق بوده باشد براى آنكه مؤمن بنزديك اهل عدل كافر نگردد پس بر اين تأويل معنى [ فَلَمَّا كَفَرَ ] اين باشد كه چون اظهار كفر كرد برصيصا و كافر شد شيطان گفت : من از تو بيزارم و از خداى تعالى كه پروردگار عالميان است ميترسم . [ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 18 تا 20 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 18 ) وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 19 ) لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ ( 20 )